گفتگو با بيژن ميرباقري کارگردان فيلم « طبقه سوم » ؛
به کجا و چه کسي اعتراض کنم؟! 


حبيب قاآني
«طبقه سوم» چهارمين فيلم بيژن ميرباقري است که پيش از اين فيلمهاي «ما همه خوبيم»، «روز بر مي آيد» و «دوزخ، برزخ، بهشت» را ساخته بود که فقط در اين ميان، فيلم اولش؛ يعني«ما همه خوبيم» توانسته بود نظر مساعد تماشاگران و منتقدان را به خود جلب کند.
«طبقه سوم»، داستان تعدادي جوان است که در يک پارتي شبانه سر و صداي زيادي به پا کرده اند و با اعتراض و شکايت همسايگان، پليس در محل حاضر مي شود که در اين بين يکي از اين جوانان به قصد فرار، مي خواهد از طبقه سوم به بالکن طبقه دوم بپرد که... اين حادثه، ماجراهاي مختلفي را به دنبال دارد. به بهانه نمايش عمومي اين فيلم، با بيژن ميرباقري گفتگويي کوتاه انجام داديم که مي خوانيد.
***
* پيش از هر چيز، مي خواهم از شما بپرسم که به نظر شما، اکران 15 فيلم به طور همزمان، نوعي رفع تکليف از سوي مسؤولان امر براي نمايش فيلمهاي پشت خط مانده نيست؟
** به نظر من وظيفه مسؤولان سينماي ايران، نظارت و برنامه ريزي براي نمايش معقول هر فيلم توليد شده و مجوز دار است و با نگاهي به وضعيت اکران الان فيلمها، مي توان فهميد که آنها وظيفه اصلي خود را درست انجام نمي دهند که چنين شرايطي به وجود مي آيد.
* و شما از شرايط اکران فيلمتان که يکي از اين فيلمهاي روي پرده است، راضي هستيد؟
** به هيچ وجه!
* اعتراض هم کرده ايد؟
** اعتراض به چه شکل و به چه کسي و بر اساس کدام مکانيسم! ؟ وقتي براي امثال من، مکانيسمي براي اعتراض وجود ندارد، بايد به همين شرايط اکران راضي باشيم. البته براي بعضي از فيلمهاي نورچشمي، مکانيسمهايي وجود دارد که مثلاً 100 روز نمايش عمومي داشته باشد و از طرف چندين وزارتخانه و سازمان حمايت شود، اما آنکه چرا براي فيلم من اين اتفاق نمي افتد، برايم جاي سؤال دارد! شايد به خاطر اينکه ما بخش خصوصي هستيم! تا چندي پيش مي گفتيم دچار «مافياي اکران» شده ايم، ولي الان گويا مافياي ديگري شکل گرفته است!
* کمي درباره فيلم صحبت کنيم! داستان «طبقه سوم» چطور شکل گرفت؟
** فيلمنامه اوليه نوشته سعيد شاهسواري بود که مربوط به سال 86 مي شد که بر مبناي آن، پروژه را شروع کرديم و در طول اين مدت، فيلمنامه را بازنويسي نموديم و البته بسياري از ايده هاي فيلمنامه اوليه را در بازنويسي، حفظ کرديم. فيلم، داستان دختر جواني است که از روي استيصال به زني پناه مي برد، ولي در دام همان زن گرفتار مي شود و بعد براي نجات خود، زن را زنداني مي کند.
* داستان فيلم در فضاي يک آپارتمان مي گذرد. درباره شرايط کار کردن در چنين فضايي بگوييد.
** ما اصولاً در سينماي ايران در شرايط سخت کار مي کنيم، ولي در مدت فيلمبرداري اين فيلم، خوشبختانه هيچ سختي براي ما وجود نداشت... من در يک لوله هم کار مي کنم!
* در انتخاب بازيگران، چقدر به گيشه توجه داشتيد؟
** طبيعتاً من هم مثل بسياري از فيلمسازان، به بحث بازگشت سرمايه توجه دارم و مي دانم که اصولاً بازيگر است که موجب بازگشت سرمايه فيلم و جذب مخاطب مي شود و من هم براي رساندن اين کالاي فرهنگي به مقصد، لازم است از ابزارهايي استفاده کنم که ترکيب بازيگران فيلم، يکي از آنهاست.
* وضعيت اين روزهاي سينماي ايران را چگونه مي بينيد؟
** متأسفانه طي سالهاي اخير فيلمهايي ساخته و اکران شده اند که مردم، خودشان را در آينه آنها نديده اند و اين موضوع درنهايت، موجب بي اعتمادي و قهر مخاطب از سينما شده. به همين دليل، فکر مي کنم که لازم است براي جذب مخاطبان به سينما، از ابزاري جز از بازيگر استفاده شود. به نظر من، تمرکز بر روي داستانهاي متفاوت و مسائل روز جامعه و اجازه آزادانه توليد محتوا، موجب آشتي مخاطبان با سينما مي شود. اميدوارم معادلات فعلي سينماي ما، در آينده عوض شود؛ زيرا اکنون فضاي سينما به گونه اي شده که ديگر مردم، علاقه چنداني به سينما رفتن ندارند.
* درباره کار جديدتان بگوييد...
** «ربوده شده» فيلمنامه مشترک من و سعيد شاهسواري است که مضمون آن، مثل بقيه فيلمهايم اجتماعي است... البته اميدوارم که با وضعيت موجود، ديگر فيلم اجتماعي نسازم و اين آخرينش باشد!