گفتگو با محسن عبدالوهاب/کارگردان فيلم «لطفاً مزاحم نشويد» ؛
سينماي اجتماعي نمي تواند بي بو و بي خاصيت باشد

* سيد حبيب قاآني
«لطفا مزاحم نشويد» اولين فيلم مستقل محسن عبدالوهاب است که پيش از اين، در گروه کارگرداني فيلم هاي مختلفي از جمله «خون بازي» ،«ننه گيلانه» و «روزگار ما» در کنار رخشان بني اعتماد حضور داشته که حاصل اين حضور، دريافت سيمرغ بلورين بهترين فيلمنامه و جايزه بهترين کارگرداني در جشن خانه سينما براي «خون بازي» بوده است.عبدالوهاب در «لطفاً مزاحم نشويد»، در قالب 3 قصه به هم پيوسته، با نگاهي طنزآلود، روايتهايي از وقايع مختلف زندگي امروزه را ارائه مي کند. نمايش عمومي اين فيلم، بهانه گپ و گفت ما با او بود.
***
* ابتدا از نام فيلم شروع کنيم و اينکه چرا اين نام؟!
** اين نامي بود که از ابتداي نوشتن فيلمنامه به آن فکر مي کردم و در واقع «لطفاً مزاحم نشويد» حسي است که مردم در کلانشهرها دارند و در واقع دوست ندارند کسي کاري به کارشان داشته باشد و فضولي کند! مسأله اي که در جوامع کوچکتر، شکل ديگري دارد.
* و چرا براي طرح اين موضوع، شکل اپيزوديک را انتخاب کرديد؟
** فيلم اپيزوديک را دوست دارم و معتقدم اين هم نوعي از سينماست و علاقه مند بودم که در اولين کار مستقلم از همين شکل سينمايي استفاده کنم.
* البته ساخت فيلم اپيزوديک به نسبت فيلمهاي ديگر کمي سخت تر است...
** معمولاً تصور عموم از کار اپيزوديک همين طور است، اما فيلمهايي نيز بوده اند که با داشتن قصه هاي مختلف، در کنار همديگر قرار گرفته اند و خط مشترکي نيز نداشته اند.
* و آيا اين موضوع درباره «لطفاً مزاحم نشويد» هم صدق مي کند؟
** نه، در واقع اين سه داستان، خط مشترکي را براي مخاطب تعريف مي کنند.
* و اين خط مشترک، شرايط اجتماعي جامعه است؟
**در واقع «جامعه شهري»، محور مشترک سه اپيزود اين فيلم است که البته داستان فيلمها در تهران رخ مي دهد، ولي قابل تعميم به ديگر کلانشهرها نيز هست.
* چگونه اين سه اپيزود شکل گرفت؟
** راستش دوست داشتم که طي اين سه اپيزود، روند يک روز، از صبح تا شب را طي کنم و در آن، داستان با يک زوج جوان شروع شده و به يک زوج بازنشسته ختم شود.البته يک اپيزود ديگر نيز در فيلمنامه بود که به دليل مشکلات مالي از ساخت آن منصرف شديم...
* شرايط ساخت فيلم با موضوعات اجتماعي را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
** من معتقدم که سينماي اجتماعي، نيازمند شجاعت در توليد است و براي رسيدن به اين شرط، بايد به سمت قصه هاي روز و گزنده رفت تا مخاطب به سينما جلب شود. سينماي اجتماعي نمي تواند بي بو و بي خاصيت باشد. اگر گزندگي و شجاعت نداشته باشد، به سادگي به فيلم تلويزيوني تبديل مي شود. مردم وقتي پا به سالن سينما مي گذارند، خواهان مطالب تازه و گفته نشده اند.
* نظرتان درباره سينماي کمدي اين روزها چيست؟
** اينکه ساخت اين نوع فيلمها باب شده، به نظرم جاي تأمل و بررسي بيشتر دارد، شايد هم چون اين فيلمها بازگشت سرمايه خوبي دارند، بخش خصوصي علاقه مند به سرمايه گذاري در آن است ... اما من معتقدم که اين نوع فيلمها، در نهايت به نفع سينما نيستند و گمان مي کنم با خودشان، يک نوع مرگ را هم به همراه مي آورند.
* به نظرتان اين مشکل را چگونه بايد رفع کرد؟
** اهالي سينما بايد با تلاش و کوشش و تحمل مشکلات، شرافت سينما را حفظ کنند و وجود مشکلات، نبايد موجب شود که يک فيلمساز، فيلم مبتذل بسازد و با انتقاد صرف از مسؤولان دولتي هم کاري از پيش نمي رود. انتظار من اين است که سينماگران هرکدام به اندازه توان و استعدادشان، با ساخت فيلمهاي خوب، مردم را به سينما دعوت کنند.
* راستي چرا اينقدر کم کار هستيد؟
** (با خنده) چون که استعدادم کم است! راستش بيشتر به ساخت فيلمهاي مستند علاقه دارم، ولي اين پرسش شما را هم هميشه از خودم مي پرسم، ولي پاسخي برايش ندارم !