نی بی نوا ايرج بسطامي ... 

 

خارج از بسياري از تاسف ها فكر مي كنم خوب شد زلزله بم رخ داد تا خيلي ها ياد استاد آوازي بيفتاند كه بي شك لقب خداي بي مثال آواز برازنده اش بود. سالگرد استاد ايرج بسطامي با واقعه دلخراش زلزله در بم  گره خورده است حادثه ايي كه هنوز زخمهايش بر پيكره ارگ بم و مردم آن ديار باقي است....ایرج بسطامى در اوج فعالیت هنرى خود با مرگ برادر روبه رو مى شود و از این رو براى سرپرستى خانواده برادرش به بم بازمى گردد. بسطامى در بم و كرمان به دور از جنجال هاى هنرى مركز به تدریس آواز مشغول شد تا اینكه در حادثه زلزله ۵ دى ماه ۸۲ در شهر بم و زیر آوار جان باخت و دوباره در مركز توجه عالم هنر قرار گرفت!

در خصوص مرحوم بسطامي و شخصيت منحصر به فرد اين هنرمند گرامي و مردمي قبل از حادثه 5 دي ماه سخنان و نکات قابل توجهي وجود دارد. اين که مرحوم بسطامي هنرمندي مردمي و خون گرم بود و معمولا از حواشي پرهيز مي کرد و اصولا در زمره انسانهايي بود که به معني واقعي وارستگي را تجربه مي کرد و به دور از زرق و برق هاي شهرت و جاذبه هاي محبوبيت زندگي کاملا هنرمندانه اي را پي گرفت . برخي او را پاکترين و بي آلايش ترين هنرمند موسيقي ايران مي دانستند

عده اي ديگر بسطامي را انساني ساده با روحي کودکانه ، اما بزرگمنشيهاي خاص عنوان مي کردند ، و حتي عده اي از علاقمندان صداي او به اين خصلت استاد خرده مي گرفتند که چرا بيش از اين از موقعيت و جايگاه خود در عرصه موسيقي کشور به نفع خود استفاده نمي کند و قطعا بسطامي جز با لبخندي معصومانه پاسخي به اينگونه اظهار نظرها نداده است.

پس از خاموشي وي در سحرگاه 5 دي نيز گروهها - افراد و شخصيتهاي معروف و يا نا آشنا هر يک به نوعي با اظهار نظر در باره مرحوم بسطامي سعي در نشان دادن ميزان علاقه و توجه خود به اين هنرمند اصيل را داشتند بعضي ها خود را دوست قديمي و هم دوره آوازهاي بسطامي مي نامند . عده اي خود را صميمي تر از خانواده به او مي دانند ، عده اي ديگر بسطامي را خداي بي مثال آواز لقب مي دهند و براي از دست رفتن اين صداي فراموش نشدني اشک مي ريزند و مصاحبه مي کنند. عده اي ديگر کتاب مي نويسند جمعي سخنراني مي کنند و در هر بار که نام بسطامي را بر زبان مي آورن ده بار نام خود را نيز به جماعت ارائه مي فرمايند و قطعا همه و همه اينها نيست الي مظلوميت فطري و حسن اخلاق انساني عزيز که مرگ و زندگي او مفيد است هم براي دوستدارانش هم براي آنان که خود را دوست مي دارند مزار مرحوم بسطامي نيز سوژه اي است براي خيلي ها  براي علاقهمندان ، براي غريبه ها  براي خارجي ها ، براي خانواده و براي هر کسي که بسطامي را مي شناخت. عده اي مي پرسند چرا اصلا بسطامي در بم دفن شد چرا در قطعه هنرمندان نامي کشور به خاک سپرده نشد؟ عده اي مي پرسند چرا بسطامي را در اين گوشه قبرستان و در ميان انبوه ديگر کشتگان زلزله آن هم در مکاني نزديک معبر دفن نموده اند و ...اما واقعيت اين است که سرنوشت ايرج بسطامي گره عجيبي با سرنوشت مردم  بم خورده

نی بینوا می نویسم         از شب و گریه ها می نویسم

 

از من و تو بما می نویسم         بی تو بیهوده را می نویسم

 

در شگفتم چرا می نویسم

 

صبر سنگم صبوری صدا نیست         مرگ سنگینم از متن جدا نیست

 

جز شکستن مرا ماجرا نیست         نی غلط گفتم این هم روا نیست

 

واژه واژه تو را می نویسم

 

بوی تو بوی گلهای خانه         بوی سبزینگی در جوانه

 

بوی دلتنگی محرمانه          من ترا در غزل و ترانه

 

از رفاقت جدا می نویسم

دانلود تصنیف نی بی نوا