تبليغاتX
چیزی شبیه روزنامه

چیزی شبیه روزنامه

خبری - فرهنگی - هنری

گزارشي از چند و چون طرح نمايش فيلمهاي فرهنگي؛

 جرقه اي درآسمان سينماي ايران!!!

  سيد حبيب قاآني

 سرانجام مصايب هميشگي اكران فيلم هاي فرهنگي در كشورمان، مسؤولان معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را برآن داشت تا با تشكيل كميته اي، شرايط را براي نمايش فيلمهايي كه فاصله زيادي با سينماي تجاري دارند در قالب طرح نمايش فيلمهاي ارزشمند فرهنگي مهيا سازند.

به نظر مي رسد ايجاد اين كميته و اجراي اين طرح كه از سال گذشته زمزمه هاي آن مطرح بود، واكنشي به اعتراض فيلمسازان نسبت به نحوه اكران فيلم هاي سينماي فرهنگي و صاحب انديشه باشد. اما سؤال اينجاست كه اجراي اين طرح كه براساس آن فيلمهاي فرهنگي در چند سالن محدود به نمايش عمومي دربيايند تا چه اندازه مي تواند به اين سينما كمك كند؟ و آيا انگيزه فيلمسازان و تهيه كنندگان اين نوع فيلمها با نمايش آثارشان به شكل محدود براي ادامه فعاليت در اين سينما حفظ خواهد شد؟ آيا اجراي اين طرح تنها پاسخي به انتقادهاي وارد شده به معاونت سينمايي در خصوص وضعيت نامعلوم فيلمهاي فرهنگي است!؟ اين سؤالات و شبهات ما را برآن داشت تا در گفتگو با چند تن از دست اندركاران و هنرمندان، به بررسي چند و چون طرح نمايش فيلمهاي ارزشمند فرهنگي بپردازيم ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت   توسط حبیب  | 

 گلشيفته در كنار دی کاپریو!

هر چقدرعلاقمندان به سينما در ايران  از بازي همایون ارشادی در فيلم بادبادک باز ساخته مارک فاستر هيجان زده شده بودند ، اما اين مساله به اندازه حضور گلشيفته فراهاني در فيلمي از كارگردان معروف جهان يعني ريدلي اسكات هيجان آور نيست .

فیلم Body of Lies در مورد يك ژورنالیست مجروح در جنگ عراق است که از طرف CIA  در مورد یک رهبر القاعده در اردن مامور شده است.

نکته جالب ديگر در اين فيلم  همبازي هاي گلشيفته فراهاني در اين فيلم است كه ستارگاني همچون لئوناردو در كاپريو و راسل كرو  مي باشند .

در كنار اين خبر خوش بايد به اين نكته نيز اشاره كرد كه حضور گلشیفته در این فیلم با سکوت کامل خبری همراه بود و اندک بحث هایی هم که شکل گرفته بود ، تنها در حد شوخی بودند !

ریدلی اسکات بزرگ یکی از نقش های فرعی فیلمش را به فراهانی سپرده و در یکی از قسمت های تریلر می شود لئوناردو دی کاپریو را در کنار او مشاهده کرد . بخشی از داستان این فیلم در عراق اتفاق می افتد . دیگر بازیگر فیلم ، مانند اکثر کارهای بعد از ۲۰۰۰ اسکات ، راسل کرو است .نام فراهاني به عنوان دهمين بازيگر فيلم آورده شده است . 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت   توسط حبیب  | 

غلبه بولدوزرها بر قلعه ايلخانان

* سيد حبيب قاآني

محوطه ايلخاني آق قلعه در نزديكي شهر سبزوار براي دومين بار و در كمتر از سه سال مورد تخريب قرار گرفت.

اواخر هفته گذشته محوطه تاريخي آق قلعه علي رغم مخالفتهاي سازمان ميراث فرهنگي و كارشناسان اداره محوطه هاي تاريخي توسط شركت گاز براي حفر تونل مورد تخريب قرار گرفت و پس از گذشت چند روز با شكايت سازمان ميراث فرهنگي كار پيمانكار متوقف شد آن هم زماني كه ديگر كار از كار گذشته بود.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت   توسط حبیب  | 

 پشت پرده قتل خواننده زن لبنانی

 

 

بعد از گذشت يك هفته بالاخره قاتل سوزان تمیم خواننده زن لبنانی که در دبی و با جدا كردن سر از تن اش به قتل رسيده بود دستگير شد .

در شرايطي كه هنوز شوك اعلام اين خبر در نشريات مختلف عربي نمود دارد روزنامه مستقل "الدستور" چاپ قاهره با استناد به منابع رسانه ای نوشته است که دادستان کل مصر با صدور فرمانی مانع انتشار جزئیات قضیه شده است .

به گزارش این روزنامه ،السکری که در یکی از استخرهای شنای قاهره دستگیر شده است ،کارمند یکی از شرکتهای متعلق به ملیاردر معروف مصری ،هشام طلعت مصطفی می باشد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت   توسط حبیب  | 

تقاضاي عزت‌الله انتظامي براي كمك به يك نوجوان اعدامي

amiramrollahi.jpgعزت الله انتظامي

 عزت‌الله انتظامي در جريان چهارمين شب كنسرت شهرام ناظري از حاضران در كاخ نياوران و مردم، تقاضاي كمك به يك نوجوان اعدامي را مطرح كرد.

در چهارمين شب كنسرت شهرام ناظري و گروه مولوي در كاخ نياوران، شهرام ناظري اواسط برنامه رو به حاضران گفت: آقاي انتظامي در مورد يك اقدام انساني صحبت‌هايي با شما دارند. البته وي اين صحبت‌ها را قبلا با من مطرح كرد، اما اگر توسط اين اسطوره هنر ايران زمين مطرح شود، بهتر است.

سپس گروه مولوي جايگاه را ترك كرد و انتظامي روي سن آمد و گفت: وقتي شهرام داشت مي‌خواند، فكر مي‌كردم وقتي سرزمين مهد هنر، فرانسه، نشان هنري -آن هم نشان درجه يك خود- را به او مي‌دهد، اين نشان مي‌دهد كه چه هنرمنداني اين‌جا زندگي مي‌كنند.

انتظامي كه براي دومين بار در طي اين چهار شب، در كنسرت ناظري حاضر مي‌شد،‌ اظهار داشت: وقتي كه شهرام مي‌خواند، به خلسه مي‌روم.

وي سپس صحبت اصلي خود را درمورد كمك به يك نوجوان اعدامي، اين‌طور آغاز كرد كه ظاهرا پنج شش سال قبل چند نوجوان از خانه بيرون مي‌روند و شوخي شوخي دعوا مي‌گيرند و يكي از آن‌ها چاقو مي‌كشد و ديگري را مي‌كشد.

به گفته انتظامي حالا بعد از اين سال‌ها، قاتل به سن 18 سال رسيده و قرار است اعدام شود.

وي افزود: سينماگراني چون كيومرث پوراحمد، اميرشهاب رضويان و پرويز پرستويي براي جلب رضايت خانواده مقتول صحبت‌هايي كرده‌اند و سرانجام قرار شد كه من صحبت‌هاي نهايي را با پدر و مادر مقتول انجام دهم.

انتظامي در جريان كنسرت ديشب، با بعض و اشك به حاضران گفت: پسرهايي كه بيرون از خانه آمدند، قصد آدم‌كشي نداشتند. آن‌ها خيلي جوانند. ظاهرا قرار است كه خانواده مقتول طناب دار را دور گردن پسر بيندازند. من به پدر مقتول گفتم تو شب مي‌داني كه فردا بايد بروي و طناب دار را دور گردن قاتل بيندازي. درحالي‌كه او هيچ وقت نيت قبلي در قتل پسرت نداشته است. بر فرض هم كه اين كار را كردي، شب چگونه مي‌خواهي سر روي بالش بگذاري؟ به گفته عزت‌الله انتظامي، چون خانواده مقتول فقير هستند، تقاضاي ديه كرده‌اند. به‌اين ترتيب انتظامي از حاضران در كنسرت خواست هركس هرچقدر مي‌تواند براي نجات اين نوجوان از اعدام كمك كند. 5 صندوق در محل اجراي كنسرت شهرام ناظري در كاخ نياوران براي دريافت كمك‌هاي نقدي حاضران در نظرگرفته شده بود.

همچنين انتظامي شماره حساب 717865 بانك ملي، شعبه باغ فردوس، به‌نام مشترك كيومرث پوراحمد، پرويز پرستويي و عزت‌الله انتظامي را براي كمك اعلام كرد.

از ديگر نكات چهارمين شب كنسرت گروه مولوي، حضور خانواده مرحوم خسرو شكيبايي بود. ناظري در ابتداي كنسرت گفت: دوستان به من پيشنهاد دادند امشب خانواده مرحوم شكيبايي را دعوت كنيم و يك صندلي و گل را به او اختصاص دهيم كه من هم استقبال كردم.

ناظري در سومين شب كنسرت خود در كاخ نياوران، قبل از صحبت‌هاي انتظامي قطعاتي از آلبوم مولوي را اجرا كرد و بعد از صحبت‌هاي انتظامي به تك‌نوازي با سه‌تار و تك‌خواني پرداخت و درنهايت قطعات كردي را اجرا كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت   توسط حبیب  | 

 گفت و گو با مهران رجبي // بازيگر

بازيگري براي من فقط يك شغل است!

 

مهران رجبي چندي پيش به همراه اهل و عيالش مهمان ما بود كه پيش تر در وبلاگم در اين باره نوشتم و حالا بخشي از گفت و گويي را كه با وي داشته ام را مي خوانيد ؛

 

* اين روزها شاهد هنر نمايي شما در دو نقش متفاوت در دو سريال بوديم، دو سريال با دو موضوع مختلف. يكي سريال تاريخي و ديگري طنز. با توجه به اينكه شما در يك دوره، بسيار سختگير بوده ايد و نقشهاي متفاوتي را انتخاب مي كرديد، چطور شد كه اين دو نقش را پذيرفتيد؟

** خيلي رك بگويم من به بازيگري نچسبيده ام! من به بازيگري اين طور نگاه نمي كنم كه به يك جايي رسيده ام. من هيچ وقت فكر نكرده ام كه به قله بازيگري رسيده ام و تا الان هم، هيچ نقشي را با وسواس قبول نكردم؛ يعني دو ريال وسواس هم خرج نقشهايم نكرده ام، براي اينكه هر نقشي را يك تجربه مي دانم. قرار نيست كه هميشه نقش مثبت بازي كنم، يا نقش منفي بازي كنم. بازيگري براي من فقط يك شغل است، البته شغلي نه چندان لذت بخش و خيلي جاها سخت و دردناك است.

*يعني اينكه هر كاري پيش بيايد قبول مي كنيد؟

** نه، ولي سليقه هايي هم دارم و كار را سبك و سنگين مي كنم....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت   توسط حبیب  | 

نقد فيلم "به همين سادگي" در مشهد

 

 

بهترين بازيگر نقش اول زن جشنواره فيلم فجر گفت: با توجه به اينکه فيلم "به همين سادگي" در جشنواره "کن" بسيار مورد استقبال قرار گرفته بود، فقط به دليل اين که موضوع فيلم قرآني بود، پذيرفته نشد و اين مساله نشات گرفته از نگاه کاملا ابلهانه است.

 

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) _ منطقه خراسان، هنگامه قاضياني در جلسه نقد فيلم "به همين سادگي" که عصر ديروز در دانشگاه آزاد اسلامي مشهد برگزار شد، افزود: دلگيري طاهره در فيلم، يک بغض فرو خورده است. ما بايد ياد بگيريم که در خانواده حرف‌هايمان را به هم بزنيم و در اين صورت است که بغضي فرو خورده و شکسته نمي‌شود.

 

وي با اشاره به اينکه در فيلم به همين سادگي خانواده‌اي در حال فروپاشي ديده مي‌شود، اظهار داشت: اين مشکل خيلي پيچيده‌اي نيست، اين مشکل، مشکل عصر ماست و نمي‌توان گفت که اين مشکل مختص طاهره (بازيگر فيلم) است.

 

بهترين بازيگر نقش اول زن جشنواره فيلم فجر گفت: در فيلم به همين سادگي به جزئيات و اتفاقات دروني آدمي پرداخته شده است.

 

وي در توضيح جشنواره‌هاي خارجي و نگاه آن‌ها به اين فيلم اظهار داشت: در اين جشنواره برخورد آن‌ها و برخورد رسانه‌ها و مردم عادي با فيلم خيلي عجيب بود، و فيلم با استقبال زيادي روبه‌رو شد.

 

قاضياني  در خصوص پايان فيلم تصريح کرد: در پايان فيلم اگر به نماي آخر توجه شود وقتي طاهره به شوهرش مي‌گويد "جانم"، اين کلمه به معناي ماندن، رفتن و يا به پايان رسيدن بحران در اين خانه نيست اما اينکه آيا طاهره روزي خانه را ترک مي‌کند يا نه، براي من هم مبهم است.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت   توسط حبیب 

نان را ، هوا را ، روشني را ، بهار را از من بگير

 

روزنامه نگاري را ،نه!

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت   توسط حبیب  | 

نگاهي به آخرين ساخته كمال تبريزي

هميشه پاي "چند مرد" در ميان است!

 

اين مطلب را براي بار دوم در وبلاگم قرار مي دهم بار نخست آن باز مي گشت به زمانيكه فيلم "هميشه پاي يك زن در ميان است" عنوان برگزيده تماشاگران در جشنواره بيست و ششم را نصيب خود ساخت و اينبار به بهانه نمايش عمومي آن.

شايد بعد از ديدن فيلم "هميشه پاي يك زن در ميان است" تماشاگر آنچنان كه از تجربه ديدن "ليلي با من است" و " مارمولك " لذت برده از سالن راضي خارج نشود، ولي بدون ترديد دقايق و شخصيت هاي خاص فيلم بخصوص – رضا كيانيان و مهران مديري -  را  به سوغات از سالن بيرون خواهد برد... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت   توسط حبیب  | 

افزايش محبت سيما به كيارستمي!

اينكه چطور شده به يكباره تلويزيون با كارگردان فراموش شده خود - البته در داخل كشور و محبوب جشنواره هاي خارجي- يعني عباس كيارستمي آنقدر مهربان شده كه در فاصله چند هفته دو فيلم وي يعني " مشق شب" و "خانه دوست كجاست " را در قالب برنامه صد فيلم پخش مي كند بماند!! چرا كه نهايتا از اين بذل محبت مخاطب فقير اينروزهاي تلويزيون است كه بهره مند مي شود و شايد هم  اين حركت چراغ سبزي ازسوي سيما به كيارستمي باشد كه يعني ما با اين نوع از فيلمهاي تو به اصطلاح حال مي كنيم و بس!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت   توسط حبیب  | 

خانه اي روي آب!

خانه‌ نصيرالدوله ، بنايي قاجاري است كه سازمان ميراث فرهنگي استان تهران در سال 1379 با يك ميليارد تومان اعتبار به اشتباه آن‌را به‌جاي خانه‌ مرحوم

مدرس خريد در حاليكه  اينروزها خانه اصلي چندان شرايط مطلوبي ندارد! و منتقدان معتقدند كه سازمان ميراث فرهنگي بايد هر چه سريعتر با خريد اين خانه تاريخي به حفاظت از آن بپردازد در حاليكه اين سازمان معتقد است كم كاري و اشتباه در دوره دولت قبل رخ داده و بايد تكليف ان پرونده ابتدا مشخص شود .قائم مقام سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري كشور در پاسخ به وضعيت خريد خانه مدرس وانتقادات مطرح شده نسبت به عملكرد اين سازمان اظهار داشت: ما تا به امروز در اين زمينه خويشتنداري كرده ايم و گرنه براساس بازرسي هاي انجام شده خانه مدرس در دوره قبل خريداري نشده است بقايي افزود: ما اگر قرار باشد در اين زمينه مسايلي را بازگو كنيم نام شخصيت هايي از دولت قبل زير سوال مي رود چرا كه به دستور آنها خانه اي خريداري شده كه اصلا خانه مدرس نبوده است و اعتبار تعيين شده صرف آن خانه شده و حالا از ما مي خواهند جوابگو باشيم .بقايي در خصوص اقدامات بعدي در اين زمينه نيز تصريح كرد: كل اعتبار عمراني تملك سازماني ما 30 ميليارد تومان در كل كشور است و ما نمي توانيم براي خريد اين خانه دوباره هزينه كنيم بلكه بايد وضعيت بودجه صرف شده قبلي مشخص شود .قائم‌مقام سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با انتقاد از به ‌وجود آمدن جو رسانه‌يي ازسوي مطبوعات، بيان كرد: به‌نظر ما، كشاندن اين موضوع به رسانه‌ها و سياسي كردن آن، اين پرونده را به نتيجه نمي‌رساند. وي افزود: تصميم داشتيم كه اين پرونده را بدون سر و ‌صدا به نتيجه برسانيم، اما ظاهرا عده‌اي بي‌دليل به اين امر دامن مي‌زنند. بقايي با بيان اين‌كه بايد اين موضوع حل شود، تصريح كرد: براساس نظرات بازرسي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، مسؤولان دولت پيشين در اين پرونده مقصرند؛ ولي در هر حال تصميم داريم كه اين پرونده را به‌دور از هرگونه هياهو به نتيجه برسانيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت   توسط حبیب 

گپ و گفتي با افسانه بايگان

فرم بيني ام شبيه سوزان هيوارد است!

 

او در دوره‌اي ستاره سينماي ايران بود كه ستاره‌سازي در آن زمان امري متداول نبود و در برابر آن نيز حتي واكنش‌‌هايي هم وجود داشت‌. بايگان بازيگر پر كار دهه 60 و اوايل دهه هفتاد با حضور ستارگان جوان در اين دو دهه اخير آرام‌آرام به حاشيه رفت و كم‌كار شد‌.

او پس از يك دوره دوري با نقش فريبا ‌در فيلم كافه ستاره بازگشت با شكوهي به سينما داشت و دوباره نام او بر سر زبان‌ها افتاد. مسيري كه در ادامه با نقش‌آفريني در كنعان به بلوغ رسيد. بايگان در دور جديد فعاليت‌هاي خود فرصت اين را پيدا كرد تا توانايي‌هاي پنهان بازيگري‌اش را نمايان كند. گفت و گو با او را كه البته كار من نيست را بخوانيد!

•چند سالتان بود كه در سر‌بداران بازي كرديد؟

19 ساله بودم.

•قبل از آن اصلا به بازيگري فكر مي‌كرديد؟

مادرم خيلي به سينما علاقه‌مند بود و به شدت اصرار داشت كه من بازيگر شوم.

•مادرتان در قيد حيات هستند؟

نه متاسفانه، مادرم خيلي زود فوت كرد....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت   توسط حبیب  | 

فشن ممنوع! 

 

تاکنون تقريبا تمام آرايشگاه‌هاي سطح شهر بخشنامه منع پيرايش غربي و فشن مردان و همچنين برداشتن ابروي پسران را دريافت کرده اند البته شايد اداره پست هنوز اين بخشنامه را به دست برخي از آنها نرسانده باشد!

اين بخشي از صحبت هاي رئيس اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه شهر تهران است كه در راستاي طرح ارتقاء امنيت اجتماعي ، براي آرايشگران ممنوعيت آرايش هاي خاص را ايجاد كرده اند آن هم در شرايطي كه هر روز بر انواع مختلف مو و آرايش در پسران افزوده مي شود و گاهي اوقات نمي توان تفاوت صورت يك پسر را از يك دخترتشخیص داد!!!

 براساس اين بخشنامه تمامي آرايشگران از کوتاه کردن موي مردها طبق مدل هاي نامناسب و همچنين پيرايش خلاف عرف و هرگونه پيرايش ابرو براي پسران منع شده اند كه همين امر  در چند ماه اخير باعث رونق  گرفتن آرايشگران به اصطلاح زير زميني در شهر هاي بزرگ شده است كه خطر چنين رويكردي كمتر از شكل فعلي آن ندارد .چنين رويكردي در شرايطي در حال تعميم به ديگر شهرها است كه امروزه در بسياري از آرايشگاه‌هاي مردانه مدل هاي فشن و وارداتي چه به خواست مشتري و چه به پيشنهاد آرايشگر عرضه مي شود و مشتري ها نيز معمولا به خواست خودشان و با رضايت از اين مدل ها استقبال مي کنند!پس اين مقابله چه نتايجي قرار است داشته باشد .

شايد باور كردني نباشد كه در برخي آرايشگاه‌هاي بالاي شهر،آرايشگران از مشتري تا مبلغ 60 تا 70 هزار تومان دستمزد دريافت مي‌کنند و رقم اعلام شده از سوي اتحاديه يعني 1800 تا دو هزار تومان  در اين آرايشگاهها به يك شوخي بيشتر شبيه است . بنظرمي رسد ايجاد چنين ممنوعيت هاي همچون بحث قليان و فشن و ... نيازمند برنامه ريزي دقيق تري از سوي مسئولين امر مي باشد و صرف صدور يك بخشنامه با محتواي ممنوعيت چندان نمي تواند كارساز باشد بلكه شرايط را براي سوء استفاده كنندگان بيشتر فراهم مي نمايد .

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت   توسط حبیب  | 

 مثل خيلي از شبها... 

دوباره مثل خيلي از شبها  سعید  به خوابم آمد ... راستش ديگه نمي دونم اون مي ياد يا من ميرم ... فقط مي دونم تك لحظه هاي از حضورش هميشه توي ذهنم مرور ميشه... و فقط ريختن اشك كه دلم رو آروم مي كنه... يكي دو روزه كه رفتيم به خونه جديدمون .. جاش خيلي  خیلی خالي بود .. اگه بود زمان اسباب كشي لحظات پرخنده اي مي شد .... اگه بود ...  در میان تبریکات خانه نویی ... صدای اون نیست ... ولش كن ...!  دلم براش خيلي تنگ شده شايد اين اشك ريختن ها هم بخاطر همين دلتنگي هاست ...... بعضي وقت دوست دارم از خدا اين سوال يك كلمه اي رو بپرسم كه؛چرا ؟ ....چرا اون رفت؟

اينروزها اگرچه از مستاجري ديگه خلاص شدم و بايد به شكلي از اين اتفاق شاد باشم ...ولي... باور كنيد كه بغض حادثه همچنان آنقدر براي من و خانواد ه ام بزرگ هست كه دوست نداريم اصلا بتركه ...  شايد هم بخاطر اين باشه كه طاقت تركيدنش رو نداريم !...بعضي وقت ها فكر مي كنم ما تبديل به دل مرده هايي شديم كه فقط ظاهرمون براي مردم! زنده است ... روزها مي گذرند ولي فكر و حواسم در يك روز خاص باقي مانده است ... ازروز پس از حادثه خيلي ها نقل خوابهايي رو مي كنند كه در آن شاهد حضور سعيد بوده اند... حرفهايي رو از سعيد مي زنند كه اگر در موقعيت ديگري بودم روي حساب احساسات و مسايل ديگرمي گذاشتم... ولي نه ! ...انگار سعيد همين جاست! توي خونه جديد ما.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت   توسط حبیب  |