به مناسبت نخستين سالگرد درگذشت رسول ملاقليپور
ميم مثل مرگ، میم مثل ملا قلي پور

رسول ملاقليپور آدم هنرمندي بود ولي پشت صحنه آثارش آدم بد دهني بود ! اين را اول يك مطلب كه قرار است به مناسبت سالگرد وي باشد نوشتم تا مجبور به خود سانسور نشوم !
او براي كارهاي خود خيلي حرص وجوش مي خورد و همين مساله باعث مي شد در برخي مواقع بد دهني كند تا كار درست شود اگرچه به گفته خود ش اين جريان را هيچ گاه نتوانست بر سر جمشيدهاشم پور در فيلم هيوا در بياورد چرا كه به قول معروف براي هر كسي كه عمو بود براي هاشم پور زن عمو بود!
رسول ملاقليپور در سال 1334 در تهران به دنيا آمد. وي در نخستين روزهاي انقلاب عكاسي را به صورت آماتور آغاز كرد و با شروع جنگ به طور حرفهاي اين كار را ادامه داد.او نخستين فيلم بلند خود را در سال 1363 با نام نينوا با دوربين 16 ميليمتري ساخت و به اين ترتيب به سينماي حرفهاي راه يافت.
ملاقليپور با نگاهي واقعگرايانه و به دور از كليشه ها به جنگ از منظري ديگر نگريست، به آدمها و روابط ميان آنها نزديك شد و تصوري ملموس و خاكستري از دشمن نشان داد. از اين منظر ميتوان پرواز در شب را نقطه عطف نخست كارنامه ملاقليپور به حساب آورد كارنامهاي كه فراز و فرود بسيار داشت و با توجه به شيوه غريزي او در كار چندان غيرقابل پيشبيني نيز به نظر نميرسيد.
اما به هر حال هر فيلم او حتي ناموفقترين آنها نيز از ويژگيهايي قابل توجه برخوردار بود، لحظههايي داشت كه بر مخاطب تأثير بگذارد، دست روي احساسش بگذارد، بغض بر گلو بياورد و يا اينكه همچون تلنگري آنها را به فكر وادارد.
سادگي، صميميت و صداقت فردي او نيز به روشني در آثارش نمود داشت. از سر همين صداقت و سادگي بود كه بدون هيچ ملاحظهكاري يا محافظهكاري آنچه را كه طبع حساسش از اتفاقات دريافته بود در آثارش به شكلي تند و گزنده و در عين حال تلخ منعكس ميكرد.همين مسئله باعث شده بود كه آثارش از ويژگيهايي منحصر به فرد برخوردار باشند،به گونهاي كه نه تنها در عرصه سينماي دفاع مقدس بلكه در ديگر فيلمهاي او ميتوان اين ويژگيهاي خاص را مشاهده و از ساختههاي ديگران متمايز ساخت.
دوران اوج كار ملاقليپور را بايد سالهاي پس از پايان جنگ به حساب آورد. در اين زمان بود كه در هر نظر به طور مستقيم و غيرمستقيم شرايط براي بارور شدن يك قريحه استثنايي در ميان فيلمسازاني كه از دل جنگ بيرون آمده بودند، مهيا شد.
ملاقليپور به واسطه سالها حضور در جبهههاي جنگ و تجربيات مستقيم و بيربط خود درآن زمان و مكان با شناختي كامل به سراغ پارهاي از واقعيتهاي سالهاي جنگ رفت.
باتوجه به روحيات و حساسيتهاي او دور از ذهن نبود اگر در اين ميان بيشتر به واقعيتهاي تلخ و گزنده جنگ توجه داشته باشد.
در آثار ملاقليپور عصبيتي پرخاشگرانه وجود دارد كه گاه با پراكندهگوييهايي نيز همراه است. اما اين مسئله همانقدر كه ضعف آثار او به حساب آمده، حسن آنها نيز بوده است، حسني كه باعث تأثيرگذاري هرچه بيشتر اين فيلمها شده است. اين عصبيت فيالنفسه نشان از ميزان حساسيت و تاثيرپذيري او از مسائل و مشكلات دروني و بيروني اوست كه در آثارش نيز در هر دوره به شكلي منعكس شدهاند.
حساسيتي كه سرانجام او را از پاي درآورد. گويي سرنوشت خود نيز با سرنوشت آدمهاي فيلمهايشان كه در معرض فشار و تهديد دروني و بيروني قرار داشتند گره خورده بود و خود نيز سرانجام بر همين پايه، غير منتظره و زودهنگام درگذشت.
ملاقليپور براي ساختن فيلمهايش اغلب با دشواري روبهرو بود، رويكرد غيرگيشه محورانهاش، تلخي نگاه او و حركت در خلاف جهت جريان و... باعث ميشد كمتر سرمايهگذاري تمايل به توليد فيلمهايش داشته باشد.
اما اگر اينگونه بود، ديگر رسول ملاقليپور نبود، تمام قدر و ارزش او درمقام فيلمساز و همچنين آثارش به دليل ويژگيهايي بود كه ما در خود او و فيلمهايش شناختيم؛ اينكه صادق بود و صميمي، سرسخت وسركشيده، عصبي و تلخ ... او رسول ملاقليپور بود.
اختصاص بخشي از جشنواره فيلم فجر امسال به بزرگداشت رسول ملاقليپور نوشدارو پس از مرگ سهراب بودد، چنين اداي دينهاي ديرهنگامي خرسندكننده اما حزنانگيز است، بهويژه در مورد فيلمسازي كه به دليل وسعت كمي و كيفي كارنامهاش پيش از اينها ميتوانست موضوع چنين بزرگداشتهايي باشد.
رسول ملاقلي پور در نوشهر و بر اثر سكته مغزي درگذشت.
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-1097683&Lang=P